ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

30

مجمع التواريخ ( فارسى )

در سال هزار و يك صد و سى و نه ( 1139 ) هجرى محمد خان بهوس تسخير مشهد مقدس آمده چهار ماه قلعهء مشهد را محصور داشت ، آخر الأمر اطراف و نواحى را تاخته بهرات مراجعت نمود و چون بهرات وارد شد افاغنه بنابر بعضى جهات بر او شوريده ذوالفقار خان ولد زمان خان را از شورابك آورده در هرات حاكم ساختند . در سال بعد از آن عبد الرحمن خان ولد عبد اللّه خان كه پدرش در ايام حكومت زمان خان در هرات بقتل رسيده بود بعزم خونخواهى پدر وارد گشته احداث فتنه و نزاع كرد تا اينكه افاغنه براى اطفاى شر او ذوالفقار خان را بجانب خواف و با خرز و عبد الرحمن خان را به سمت قندهار و فراه روانه كرده اللّه يار خان برادر محمد خان را از ملتان طلبيده بر مسند حكومت متمكن ساختند . چون عبد الغنى خان على كوزائى كه فرقهء از ايل ابدالىاند و او از سرداران آن فرقه بود و سمت هواخواهى ذوالفقار خان داشت و از اللّه يار خان متوحش بود چندى مداراى وحشت آميز كرده عاقبت پرده از روى كار برداشت و ذوالفقار خان را از خواف و با خرز آورده رايت جدال برافراشت و تا شش ماه نايرهء قتال اشتعال داشت تا اينكه افاغنه دست از اطاعت هر دو برداشته ذوالفقار خان را بجانب فراه و اللّه يار خان را به سمت مروچاق فرستاده هر يك محلى و ناحيهء را مالك شدند بىحاكم و سركرده بسر ميبردند ، و تتمهء احوال ابدالى در ضمن نادر نامه بتفصيل مذكور است از آنجا طلب بايد نمود . ذكر در بيان حركت كردن شاه سلطان حسين از دار السلطنهء اصفهان به قصد مهم افاغنهء ابدالى و افاغنهء غلزهء و رسيدن بدار السلطنهء قزوين چمن بندان گلستان سخن سرائى و ناقلان آثار نكته پيرائى شواهد مدعى را بدين و تيره بجلوهء ظهور آورده‌اند كه چون اين خبر باصفهان رسيد امناى دولت سلطانى مصلحت وقت در آن ديدند كه چون سه چهار امير عظيم الشأن با سرانجام و اساس لايق بمهم قندهار و هرات تا حال منصوب گرديدند و بسبب اتفاقات سيئهء فايدهء بر تعيين آنها